سابقه و هدف: از آنجائیکه در ایران، بخش کشاورزی با مصرف بیش از نیمی از منابع آب، عمده ترین مصرف کننده آب به شمار می آید، کاهش فراهمی آب ناشی از تغییرات اقلیمی مهم ترین عامل محدودکننده تولیدات زراعی است. بنابراین افزایش بهره وری آب و استفاده بهینه از این منابع محدود آبی ضروری به نظر می رسد. با در نظر داشتن محدودیت در منابع آبی مخصوصاً در فصل تابستان که زمان کاشت، داشت و برداشت کنجد در کشور است، ضرورت دارد درخصوص نحوه مصرف بهینه آب در زراعت کنجد و امکان جایگزینی توده های بومی و ارقام قدیمی با ارقام جدید، بررسی های کاربردی صورت گیرد. بنابراین این فرضیه وجود دارد که می توان در خصوص ارقام و لاین های در دست معرفی کنجد از طریق کاهش دسترسی گیاه به آب (افزایش فواصل زمانی بین آبیاری و یا تسریع در قطع کردن آبیاری در انتهای دوره رشد) با حداقل کاهش عملکرد دانه و روغن، به کارایی مصرف آب بیشتری دست یافت. بدین منظور پژوهش حاضر طراحی و اجرا شده است.مواد و روش ها: آزمایش در دو سال 1401 و 1402 در مزرعه پژوهشی مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر، واقع در استان البرز، کرج اجرا شد. در این آزمایش اثر تیمار فواصل آبیاری شامل آبیاری پس از مصرف 40 درصد رطوبت قابل استفاده (آبیاری کامل) و آبیاری پس از مصرف 80 درصد رطوبت قابل استفاده (کم آبیاری)، و زمان قطع آخرین آبیاری شامل قطع آبیاری در ابتدای گلدهی، قطع آبیاری در ابتدای کپسول دهی و قطع آبیاری در اواسط کپسول دهی بر عملکرد و اجزای عملکرد، درصد و عملکرد روغن و کارایی مصرف آب دو ژنوتیپ کنجد شامل رقم اولتان و لاین در دست معرفی کنجد مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش به صورت کرت های دوبار خردشده (تیمار فواصل آبیاری عامل اصلی، زمان قطع آخرین آبیاری عامل فرعی و ژنوتیپ عامل فرعی فرعی) در قالب طرح پایه بلوک-های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. در این آزمایش از تجزیه مرکب داده ها با فرض اثر تصادفی سال و با استفاده از رویه GLM در نرم افزار SAS استفاده شد. برای مقایسه میانگین اثرات اصلی از آزمون LSD (گزاره means) در سطح احتمال پنج درصد و در صورت معنی دار بودن اثر متقابل، برش دهی و مقایسه میانگین ها با استفاده از آزمون lsmeans (گزاره های slice و pdiff) انجام گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد که در هر دو ژنوتیپ، قطع آبیاری در اوایل کپسول دهی در مقایسه با اواسط آن در شرایط آبیاری کامل تأثیر معنی داری بر تعداد کپسول در بوته نداشت. همچنین در شرایط آبیاری کامل بین دو تیمار قطع آبیاری در اوایل و اواسط کپسول دهی تفاوت معنی داری از لحاظ عملکرد دانه مشاهده نشد. به عبارت دیگر ادامه آبیاری پس از اوایل کپسول دهی نقشی در افزایش عملکرد دانه کنجد ندارد. علاوه بر این، نتایج نشان داد که عملکرد هر دو ژنوتیپ در شرایط آبیاری کامل تقریبا برابر (871 و 890 کیلوگرم در هکتار به ترتیب در رقم اولتان و لاین شماره 2) ولی در شرایط کم آبیاری عملکرد لاین شماره 2 تا 51 درصد از رقم اولتان بیشتر بود. در رقم اولتان تسریع در قطع آبیاری با کاهش معنی دار کارایی مصرف آب همراه بود، حال آنکه در لاین شماره 2، قطع آبیاری در اوایل کپسول دهی در مقایسه با اواسط آن نه تنها کارایی مصرف آب را کاهش نداد، بلکه به طور غیر معنی داری موجب افزایش آن شد. نتیجه گیری: در مجموع چنین جمع بندی می شود که در شرایط کم آبیاری تعویق زمان قطع آبیاری تا اواسط کپسول دهی و در شرایط آبیاری کامل قطع آب در ابتدای کپسول دهی می تواند مدیریت مناسبی برای تولید کنجد باشد. همچنین جایگزینی ارقام جدیدتر از جمله لاین در دست معرفی شماره 2 می تواند در افزایش عملکرد و کارایی مصرف آب در زراعت کنجد مؤثر باشد.